‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات مشروطه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات مشروطه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

نسیم شمال: سؤال دختر از مادرش که سمنو را چطور می‏پزند

ننه جون من سمنو می‏خواهم *** یار شیرین دهنو می‏خواهم
عاشقم من به لقای سمنو *** سر و جانم به فدای سمنو
سمنو خوبتر از جان من است *** سمنو شیره دندان من است
من که در مطبخ تو آشپزم *** سمنو را به چه شکلی بپزم
ننه جون ارث به اولاد بده *** سمنو را تو به من یاد بده
***
دختر ای دختر غمدیده‏ی من *** ای رخت روشنی دیده من
سمنو کار تو تنها نبود *** دیگ و اسباب در اینجا نبود
اولا دیگ بزرگی باید *** گندم سبز و سترکی (سترگی) باید
جمع باید بکنی مردم را *** آب باید بکشی گندم را
ذره خاک نریزد در دیگ *** چشم ناپاک نیفتد بر دیگ
جنب و حایض از آن دور شود *** ورنه شیرین نشود شور شود
جمع گردند ز نسوان و بنات *** دور دیگ سمنو با صلوات
بنشینند همه سبحه به کف *** پیش دیگ سمنو صف در صف
هی بخوانند چو شیخ طلبه *** کتکات و کتکوت و کتبه
سمنو رخنه به مینو بکشد *** ملک از اوج فلک بو بکشد
تا که دیگ سمنو جوش کند *** عمه و خاله قزی نوش کند
چون بجوشد سمنو وقت سحر *** می‏شود سبزه تر قند و شکر
سبزه‏ی بیمزه گردد شیرین *** بلی از معجزه گردد شیرین

۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه

نسیم شمال: خاک ایران شده ویران ز سه فیل

خاک ایران شده ویران ز سه فیل *** روس فیل، انگل فیل، آلمان فیل
دوش کردم به خرابات گذر *** تا به قلیان زنم از بنک (بنگ) شرر
مرشدی دیدم با بوق و تبر *** پک به قلیان زد و می‏خواند زبر
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
صبح در کوچه جوانی دیدم *** دامنش را از (ز) عقب چسبیدم
معنی فیل از او پرسیدم *** لب تکان داد، چنین فهمیدم
خاک ایران شده ویران ز سه فیل *** روس فیل، انگل فیل، آلمان فیل
ظهر رفتم به سوی مسجد شاه *** دیدم آخوندی با ریش سیاه
زیر چشمی سوی من کرد نگاه *** زد به سر، گفت به صد ناله و آه
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
وقت مغرب به سوی خانه شدم *** همدم دلبر جانانه شدم
چون که سرمست ز خم‏خانه شدم *** سخنی گفت که دیوانه شدم
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
پیش از این بود یکی فیل کبود *** هیکلش را ملک الموت ربود
اندرین شهر دگر فیل نبود *** حال از سعی و تقلای رنود
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
فیل بدبخت در ایام قدیم *** بود در مملکت هند مقیم
فربه و چاق و تنومند و جسیم *** حال امروز برای زر و سیم
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
روزی از بهر تماشای دیار *** کردم از آوه سوی ساوه گذار
پس سوی رشت شدم راهسپار *** دیدم این شهر به هر گوشه و کنار
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
پس به همراه رفیقان عظام *** رفتم اندر کرج وینگی امام
رفقا نقشه کشیدند تمام *** عارفی خواند همین شعر مدام
خاک ایران شده ویران ز سه فیل
فیل هر چند در این ملک کم است *** بلکه مرحوم شده، در عدمست
کرگدن را ز وفاتش چه غم است *** به همان جفت سبیلات قسمست
خاک ایران شده ویران ز سه فیل *** روس فیل، انگل فیل، آلمان فیل
داش حسن خیلی دویده، به علی *** رنج بسیار کشیده، به علی
یک وطن دوست ندیده، به علی *** تازه این شعر شنیده، به علی
خاک ایران شده ویران ز سه فیل *** روس فیل، انگل فیل، آلمان فیل